مرتضى مطهرى

63

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

استقلال فكرى دارند ، اينها هستند كه روح جامعه را مىسازند . باقى مردم نقشى ندارند . ممكن است آدمى باشد كه پول خيلى زياد هم داشته باشد ، يك ملّاك فوق العاده يا يك تاجر درجهء اول باشد ولى از نظر فكرى و فرهنگى صد درصد منفعل و تأثيرپذير است ، تحت تأثير يك روشنفكر يا آخوند محل خودش قرار مىگيرد . بنابراين نقش افراد را در ساختن تاريخ و جامعه نمىتوان يكسان دانست . - بنابراين يك مطلب هست كه تعبير از يك واقعيتى است كه اين‌جور هست ولى آيا اين واقعيت صحيح است يا غير صحيح . . . استاد : ما به صحيح و غير صحيحش كار نداريم . صحبت اين است كه واقعاً چى هست ؟ آيا تاريخ را نوابغ ساخته‌اند يا نوابغ نساخته‌اند ؟ عرض كرديم [ اين نظر كه تاريخ را نوابغ ساخته‌اند ] اگر به معنى اين است كه مىخواهد همه چيز را حتى جهت تاريخ را هم از نوابغ بداند ، يعنى نوابغ منهاى نياز و عدم نياز ، بدون اينكه نيازها را در نظر گرفته باشند ، بدون اينكه جهت تكامل جامعه را در نظر گرفته باشند و بدون اينكه توده‌ها را دخالتى بدهند ، اگر چنين بخواهيم بگوييم مسلّم دروغ است . نابغه‌ترين نابغه‌ها پيغمبران بودند . قيام پيغمبران نه بر اين اساس بوده كه به مردم بگويند شما برويد در خانه هاتان بنشينيد ، تنها من هستم ، با معجزه‌هاى خودم مىآيم كار مىكنم ، و نه بر خلاف نيازهاى واقعى جامعه بوده است ، برعكس : فَأَمَّا الزَّبَدُ فَيَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما يَنْفَعُ النَّاسَ فَيَمْكُثُ فِي الْأَرْضِ « 1 » ، حرفشان اين بوده كه سخن من به دليل اينكه حق و حقيقت است و با واقعيت منطبق است باقى مىماند . يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ ، هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ « 2 » . به دليل « هُدى » بودنِ آن باقى مىماند . « هُدى » يك واقعيت است . « راهنمايى » يعنى راهى وجود دارد ، او آن راه را نشان مىدهد نه راه را خلق مىكند . او كه راه را خلق نمىكند . هادى است . هادى يعنى راهنما ؛ يعنى راهى را كه در ذات خودش وجود دارد نشان مىدهد نه اينكه راهى وجود ندارد ، راه را خلق مىكند . و بعلاوه روش او روش حق و حقيقت ( در مقابل پوچ ) است ؛ به راهى نمىبرد و آئينى نمىدهد كه آخرش دست خالى و پوچى باشد ، حق است و واقعيت . بنابراين [ نظريهء تأثير نوابغ ] اگر به آن معنا بخواهد باشد مسلّم حرف پوچى است ولى اگر به

--> ( 1 ) رعد / 17 . ( 2 ) توبه / 32 و 33 .